ميرزا شمس بخارايى

138

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

بازارچه قصبه‌اىست كه تا بخارا چندان بعدى ندارد . مياندرف روسى مىنويسد : در سال 1821 ميلادى كه با وزير مختار روسيه به بخارا رفتيم ، سفير را در قصبهء بازارچه منزل دادند و مدّت دو روز در آنجا بوديم . از بازارچه تا شهر بخارا دو ورث روسى مسافت داشت . ايشان نقيب كه شرح حال او را در ابتداى حكمرانى نصر اللّه خان و تسخير بخارا نگاشتيم ؛ تاريخ ملكم ايران نوشته است كه وى پسر ايشان مخدوم و دختر دانيال آتاليق را در حبالهء نكاح داشته ، خواهر زادهء شاه مراد و دايى نصر اللّه خان بود . حكمرانى جيزخ را داشت . در اورنبورگ « 1 » دخترى از تركمانان گرفت و آن دختر بعضى شيرينيها را كه تركمانها از خمير و آرد ترتيب مىدهند خوب و مرغوب مىپخت . در اواخر از بخارا به خيوه و از آنجا به عزم زيارت و حجّ بيت اللّه الحرام به جانب ايران عزيمت نموده و راه بغداد و عراق عرب پيش گرفت كه بعد از زيارت دار السلام و شيخ عبد القادر جيلانى به جانب مكّهء مكرّمه عزيمت نمايد ؛ در بين راه مخارج و زاد راحلهء او تمام شده در بغداد پريشانى وى به حدّ كمال رسيد تا عاقبت همان جا دنيا را بدرود نموده به سراى ديگر شتافت و از زحمت تكدّى خلاص گرديد . يكى از تركمانان حكايت نموده است كه در زمانى كه شاه مراد لشكر به حدود خراسان كشيده بود ، من در نزد ممش خان كه يكى از حكمرانان حدود خراسان بود مىزيستم . چون خان مذكور از آمدن شاه مراد آگاهى يافت ، خود جرأت نكرد كه به ملاقات و استقبال وى رود . ولى به توسط من نامه‌اى به ايشان نقيب نوشته و عريضه‌اى به شاه مراد فرستاده و يك رأس از اسبهاى بسيار خوب خوب خود را نيز به همراه من به جهت شاه مراد هديه فرستاد و بعضى هداياى ديگر نيز بر آن افزوده

--> ( 1 ) . اساس : ارمبورگ .